تبلیغات
لبـخند تو ... - مطالب ابر جوک جدید
دختره میره پیش فالگیر میگه آیا کسی باهام ازدواج میکنه؟
میگه نه
میگه تو که هنوز کف دستمو ندیدی
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
میگه قیافتو که دیدم...!

برچسب ها: جوک جدید، جوک خنده دار، لطیفه خنده دار، جوک، مطالب خنده دار، مطالب طنز،

تاریخ : یکشنبه 11 مهر 1395 | 04:07 ب.ظ | نویسنده : ✿rafieh✿ | نظرات
امروز یه نفر در زد رفتم در رو باز کردم دیدم یه پسره برامون نذری اورده
کاسه رو از دستش گرفتم گفتم : ممنونم داداش...
یه هو نمیدونم چرا شروع کرد جیغ زدن...
میگفت مامان چرا نمیزاری سیبیلامو بردارم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
فکر کنم دختر بود

برچسب ها: جوک خنده دار، جوک جدید، جوک اسطوره، جوک، جوک 1395،

تاریخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 10:41 ب.ظ | نویسنده : ✿rafieh✿ | نظرات
راستی بچه ها کسی میدونه اسم پدر پسر شجاع
قبل از تولد پسر شجاع چی بوده؟؟؟


الف)پسر شجاع همزمان با پدرش به دنیا اومده
ب)نمیدونمممممممممم

برچسب ها: مطال خنده دار، مطالب جالب، جوک خنده دار، جوک جدید، جوک پسر شجاع، جوک،

تاریخ : شنبه 16 مرداد 1395 | 02:59 ب.ظ | نویسنده : ✿rafieh✿ | نظرات
میگن قیمت گل رفته بالا ، قدر خودتو بدون.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چون صد در صد قیمت کود هم میره بالا

برچسب ها: مطالب خنده دار، مطالب جالب و خنده دار، جوک، جوک خنده دار، جوک باحال، لطیفه خنده دار، جوک جدید،

تاریخ : یکشنبه 10 مرداد 1395 | 10:50 ق.ظ | نویسنده : ✿rafieh✿ | نظرات
معتادی هنگام اذان مغرب سیگار میکشید...
 در همان هنگام بچه هایش داشتند وضو میگرفتندکه به مسجد بروند...
 پدربزرگشان که روی تخت نشسته بود منظره را تماشا میکرد
 پدر بزرگ رو به پسر معتادش کرد و گفت:
تو خجالت نمیکشی بچه هایت به مسجد میروند و
اونوقت تو داری سیگار میکشی؟...!!!!
مرد معتاد رو به پدرش کرد و گفت:
.
.
.
.
.
دیدی فرق تربیت من و تربیت خودت رو
پدربزرگ که اشک در چشمانش جمع شده بود
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

پسر معتادش را مثل سگ زد تا با بزرگتر از خود اینگونه صحبت نکند...
منم فکر نمیکردم اینظوری تموم شه... هی روزگاااااااار


برچسب ها: ن=مزالب خنده دار، مطالب باحال، جوک، جوک خنده دار، جوک باجال، جوک جدید، جوک 1395،

تاریخ : پنجشنبه 7 مرداد 1395 | 01:42 ب.ظ | نویسنده : ✿rafieh✿ | نظرات
روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند آنها تصمیم گرفتند
 تا قایم موشک بازی کنند.انیشتین اولین نفری بود که باید چشم
 می گذاشت. او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.
همه پنهان شدند الا نیوتون ...

 نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد،
 دقیقا در مقابل انیشتین. انیشتین شمرد 97, 98, 99..100…

 او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده.
انیشتین فریاد زد نیوتون بیرون( سك سك) نیوتون بیرون( سك سك)

 نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم.
او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم !!! ...

 تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن
اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست ...

 نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام
 ... که من رو، نیوتون بر متر مربع میکنه ......

 و از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر \"یک پاسکال\"
می باشد بنابراین من \"پاسکالم\" پس پاسکال باید بیرون
بره (پاسکال سك سك)

منبع

برچسب ها: جوک خنده دار، جوک باحال، جوک، جوک حدید، جوک جدید، جوک نیوتنی، جوک علمی،

تاریخ : یکشنبه 13 تیر 1395 | 07:53 ب.ظ | نویسنده : ✿rafieh✿ | نظرات
به امید خدا امروز 15 مین روزیه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
که روزمو میخورم...
تازه به لطف ماه رمضون سحری هم ب وعده
غذاییم اضافه شده...واقعاماه پر برکتیه

برچسب ها: جوک خنده دار، جوک جدید، جوک با حال، مطالب خنده دار، مطالب طنز، جوک،

تاریخ : پنجشنبه 10 تیر 1395 | 04:51 ب.ظ | نویسنده : ✿rafieh✿ | نظرات
منم دلم میخواست شکست عشقی بخورم...
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.

.
.

.
.
.
 اما روزه ام...
فقط سحری و افطاری میخورم

برچسب ها: جوک خنده دار، جوک باحال، جوک، مطالب خنده دار، مطالب طنز، جوک جدید،

تاریخ : پنجشنبه 10 تیر 1395 | 04:50 ب.ظ | نویسنده : ✿rafieh✿ | نظرات
سر کلاس میخندیدیم
استاد برگشت گفت فلانی تعارف نداریم...
بگو ما هم بخندیم...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
منم بی تعارف گفتم استاد خشتکت پارست
تعارف نداریم که...والا

برچسب ها: جوک، جوک خنده دار، جوک جدید، جوک باحال، مطلب خنده دار،

تاریخ : پنجشنبه 10 تیر 1395 | 04:47 ب.ظ | نویسنده : ✿rafieh✿ | نظرات
طرف دهنش عین جوراباش بوی گنـــــد میده...!
بعد پست گذاشته :
در دهانم طعم خاطرات تو پیچیده...
.
.
.
.
.
.
.
.
من چیزی ندارم بگم خودتون جمع بندیش کنین


برچسب ها: جوک باحال، جوک خنده دار، جوک جدید، مطالب طنز، مطالب خنده دار، جوک،

تاریخ : پنجشنبه 10 تیر 1395 | 04:44 ب.ظ | نویسنده : ✿rafieh✿ | نظرات
اعتراف میکنم بچه که بودم پدر مادرم هر موقع حواسشون نبود
جلو من حرف زشتی میزدن

میگفتن "فرانسوی حرف زدیم"
.
.
.
.
.
.
.
.

.

.

.
.
.
.
.

.
خلاصه اینطور بود که تو دبستان معلممون ازم پرسید
کسی زبون دیگه ای هم بلده؟؟؟
منم هرچی کلمه فرانسوی بلد بودم گفتم...
.
.
.
پ چی ؟؟ ما انقد دوستدار ادبیات بودیم که نگو


برچسب ها: مطالب خنده دار، مطالب جالب، جوک خندهد ار، جوک سوتی، جوک با حال، جوک جدید،

تاریخ : پنجشنبه 10 تیر 1395 | 04:40 ب.ظ | نویسنده : ✿rafieh✿ | نظرات
تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.