تبلیغات
لبـخند تو ... - فلسفه

پسره پست گذاشته :


یه بار رفته بودم دریا شنا کنم


بعد از چند مرتبه شیرجه زدن آب مایومو برد!!!


وقتی که دیدم همه جا خلوته، تا پلاژ هم راهی نیست


سریع بدو بدو طرف پلاژ دویدم یهو دیدم


یه دختره یه گوشه نشسته داره کتاب میخونه !


منم دست پاچه شدم و به اطراف نگاه کردم


یه سطل بزرگ را که افتاده بود رو زمین جلو خودم گرفتم

رفتم سمت پلاژ.

دختره منو دید!!!

می خواستم حواسشو پرت کنم پرسیدم:

دختر خانوم شما چه کتابی میخونید؟

گفت فلسفه!

گفتم فلسفه یعنی چی؟

گفت :ثابت کردن چیز های که ما فکر میکنیم وجود داره !

ولی در حقیقت وجود نداره!

گفتم: میشه یه مثالی بزنید.

گفت:همین سطلی که شما جلو خود گرفته اید،

شما فکر میکنید سطل ته داره ! ولی نداره

: ))




طبقه بندی: مطالب طنز،

تاریخ : دوشنبه 11 آبان 1394 | 03:59 ب.ظ | نویسنده : ✿rafieh✿ | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.